سفارش تبلیغ
صبا
1 2 3 4 >

سلام به همه عزیزان

طاعات و عبادات همگی مورد قبول حق

دوباره یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...

بعد از وقفه ای چندساله مجدد در خدمتتون هستم. 

امیدوارم بتونم مطالب مفید و قابل استفاده براتون بذارم.

 

با من همراه باشید

یاحق

 


نظر یادتون نره()

  

به احترام و به عشق زادگاهم،‌ وبلاگی برای معرفی سلطان آباد ساختم که از همه تقاضا می کنم به اون سر زده و نظرات خودتون رو بذارید.

http://soltanabad92.parsiblog.com/


نظر یادتون نره()

  

بشتابید ، بشتابید... 

 

میتونید خطا رو مشخص کنید !؟


 

 

{ بسم الله الرحمن الرحیم، قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}

{ بسم الله الرحمن الرحیم، قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}

{ بسم الله الرحمن الرحیم، قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}

.

.

.

.

.

.

.

تموم شد عزیزان، خطایی وجودنداشت، 1بارقرآن روختم کردیم :)
 

شما هم بذارید تو وبتون ببینم بالاخره کسی می تونه خطا رو پیدا کنه یا نه؟!!! و اجرش روبگیرید.


نظر یادتون نره() مذهبی ،

  

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام. من اومدمممممممممممممممم. سال نو مبارک.

مشهد جای همگی سبز بود. برای تمام اونایی که تو وبلاگم نظر دادن و میدن دعا کردم!!!! حواستون باشه.نکته بین دیگه دست خودتونه که مشمول دعا بشین یا نه!پوزخند


نظر یادتون نره() حرف دل و خاطره ،

  

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

 گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

 گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

 گفت: من رفتنی ام!

 گفتم: یعنی چی؟

 گفت: دارم میمیرم

 گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟

 گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

 گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

 با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

 فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

 گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم

 کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

 خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

 اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

 خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

 با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

 آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

 سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

 ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

 گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

 مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

 الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم

 حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن منو قبول میکنه؟

 گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

 آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

 گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

 یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

 گفت: بیمار نیستم!

 گفتم: پس چی؟

 گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی مارفتنی هستیم وقتش فرقی داره مگه؟

 برای آنان که یادشون رفته من رفتنی ام...

حرص می زنند و دیگران را می آزارند ...

دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب...

 


نظر یادتون نره() مذهبی ، اخلاقی و روانشناسی ،

  


دوستان عزیز. پست اخیری که فرستادم زمینه سازی برای این خبر بود که  ان شاء الله اگه امام رضا بطلبه میخوام برای سال تحویل برم مشهد. از همین الان دلم برای حرم پرپر می زنه. دل تو دلم نیست زودتر 28ام بشه و حرکت کنم. دعا کنید قسمت بشه برم. خیلی دوست داشتم برای یه بار هم که شده سال تحویل حرم امام رضا باشم. چند بار تا حالا سال تحویل شاهچراغ بودم که خیلی خوب بوده. ببینم قسمت میشه امسال تو حرم امام رضا سال نو رو شروع کنم ؟


نظر یادتون نره() حرف دل و خاطره ،

  

امام رضا (ع)

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها؛ به دادم می رسی؟
گرچه آهو نیستم، اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی؟
از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند
گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟
ماهی افتاده بر آبم، لبالب تشنگی
پهنه ی آبی ترین دریا، به دادم می رسی؟
ماه نورانی شبهای سیاه عمر من
ماه من، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا، به دادم می رسی؟
بازهم مشهد، مسافرها، هیاهوی حرم
یک نفر فریاد زد: آقا به دادم می رسی؟


نظر یادتون نره() مذهبی ،

  

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.
قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!

شیخ نخودکی فرمود نماز اول وقت شاه کلید است!


نظر یادتون نره() مذهبی ،

  

در اولین صبح عروسی، زن و شوهر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند.
ابتدا پدر و مادر پسر آمدند.زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند.اما چون از قبل توافق کرده بودند، هیچکدام در را باز نکرد.

ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند. زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند.
اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت: نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم.
شوهر چیزی نگفت، و در را برویشان گشود. اما این موضوع را پیش خودش نگه داشت.
سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد. پنجمین فرزندشان دختر بود.
برای تولد این فرزند، پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد.

مردم متعجبانه از او پرسیدند:علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست؟ 
مرد به سادگی جواب داد:
چون این همون کسیه که در را برویم باز میکنه!


نظر یادتون نره() اخلاقی و روانشناسی ، طنز ،

  


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ