قرآن


ساعت 10:2 صبح چهارشنبه 18/2/1387

نقش قرآن در زندگي بشري در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و حتي بين المللي، قابل دقت و بررسي است که به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:
يکم. انسان نيازمند ارتباط مستقيم با آفريننده و هستي بخش خود است. اين ارتباط اگر چه از طريق مناجات و رازگويي دروني و قلبي انجام مي گيرد؛ اما دسترسي به کلمات خود خداوند، بسيار لذت بخش و اطمينان آور است. چنان که اقبال لاهوري گفته است: «اگر مي خواهي خدا با تو سخن بگويد، قرآن بخوان».
اين ويژگي به طور کامل، تنها براي قرآن مجيد باقي مانده است و هيچ کتاب آسماني ديگر، چنين جايگاهي ندارد.
دوم. انسان در تکاپو و جست و جوي آگاهي هاي صحيح و معارف بلند و پرمعنا است. البته با استفاده از تجربيات بشري و تلاش هاي علمي، به بسياري از آگاهي ها مي توان دست يافت؛ اما براي اطمينان به درستي يافته هاي خود و آگاهي به آنچه براي او دست نايافتني است، نياز به يک منبع اصيل و غني بسيار محسوس است؛ چنان که از زبان امام راحل(ره) گفته شده است: «اگر قرآن نبود، درهاي معرفت بر ما بسته بود».
قرآن مجيد در اين باره جايگاه ممتازي دارد. تعريفي که قرآن از انسان دارد «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»؛ بقره (2)، آيه 30. و تعريفي که قرآن از خداوند ارائه کرده است: «لَيْسَ کَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ»؛ شوري (43)، آيه 11.، همراه با بيان صفات جمال و جلال و تعريفي که از نظام هستي و حيات و شعور همگاني موجودات ارائه داده «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»؛ رعد (13)، آيه 13. و بياني که از پيوستگي و هماهنگي منظم همه کرات و افلاک و زمين و آسمان دارد «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها...»؛ شمس (91)، آيه 4 - 1.
و... نيازمندي همه جامعه بشري و پويندگان راه حق و حقيقت را به اين کتاب آسماني ضروري و آشکار ساخته است؛ زيرا بعضي از دانش ها به جز از طريق قرآن، براي بشر دست يافتني نيست: «وَ يُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ بقره (2)، آيه 151.
؛ «و آنچه را نمي دانستيد به شما ياد مي دهد...».
از جمله آگاهي هايي که جز از طريق قرآن راهي براي دريافت آن نيست، آگاهي درباره جهان پس از مرگ و جزئيات جهان آخرت است؛ زيرا هيچ کدام از افراد بشر، تجربه تکرار و رفت و آمد آن را ندارند و درک بشري، هيچ گونه سابقه ذهني از آن ندارد. در حالي که در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و... صحنه قيامت به تصوير کشيده شده است.
سوم. نقش برجسته ديگر قرآن اين است که از سابقه تاريخ بشر، خبرهاي درست و مطابق واقع را نقل کرده و سرگذشت پيامبران و محتواي پيام آنان را - بدون هرگونه تحريف و دسيسه بشري به انسان ها رسانده است. ازاين رو قرآن حتي بر پيروان تورات و انجيل، منّت شايان توجهي دارد که چهره پيامبران بني اسرائيل را به درستي معرفي کرده و حضرت موسي، عيسي، زکريا و... را آن گونه که بوده اند - به دور از هر گونه تهمت و توهيني شناسانده و دست تحريف گران و دسيسه گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَکَ ما يَکُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ»؛ مائده (5)، آيه 116.؛ «اي عيسي پسر مريم! آيا تو گفتي به مردم که من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟! گفت: منزهي تو! مرا نشايد که چيزي را که حق نيست بگويم».
چهارم. نقش برجسته ديگر قرآن براي جامعه بشري، اين است که ظرفيت جهان شمولي دارد و پيام هاي آن براي تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و کاربردي است. تکيه بر نقاط مشترک پيروان اديان آسماني و پايبندي به اصول انساني (مانند عدالت گستري، امانت داري و...)، تلاش براي ريشه کني هرگونه ناهنجاري، ناپاکي و اختلاف و مخالفت با حق و درستي و... همگي شاخص هايي است که ظرفيت جهان شمولي قرآن را به نمايش گذاشته است. آيات نوراني قرآن، تمامي اصلاحگران و حق گرايان را به سوي محور وحدت و پاکي، به دور از هر گونه تعصب و خودخواهي، دعوت کرده است: «قُلْ يا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلي کَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ آل عمران (3)، آيه 64.؛ «بگو: اي اهل کتاب! بياييد بر سر سخني که ميان ما و شما يکسان است، بايستيم که: جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريک او نگردانيم و برخي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا به پروردگاري نگيرد»
بي ترديد گستردگي دانش بشر، تحولات شايان توجهي داشته و شکوفا سازي طبيعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمي و اطلاعاتي انسان و تجربه هاي بشري، تا حدود زيادي تأمين شده است. قرآن خود اين تحول آفريني را در گستره ظرفيت هاي انسان دانسته است: «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِيها»؛ هود (11)، آيه 61.؛ «خداوند شما را در زمين ايجاب کرد و وظيفه شکوفايي و آباداني و استخراج ظرفيت هاي زمين را به شما واگذار کرد».
رسالت دين و قرآن، «شکوفايي متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است. بر اين اساس بايد انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. بايد جايگاه انسان را در کل هستي به درستي تعريف کرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبيعت را تنظيم نمود.
رسالت علم ساخت جهان و رسالت قرآن، رشد ايمان و جهت دهي به حرکت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخي از انسان هاي آلوده به قدرت و ثروت و فزون خواه، ضرورت پايبندي به کتاب آسماني به دور از تحريف و يک مکتب الهي آشکار شده است.


نويسنده:‏صالح قنادي
منبع:‏پرسمان


¤ نويسنده: فرمان

نوشته هاي ديگران ( )

3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 

:: بازديد امروز ::
2
:: بازديد ديروز ::
9
:: کل بازديدها ::
1524

:: درباره من ::

قرآن

فرمان[31]
دانشجوي رشته علوم قرآني هستم.

::پيوندهاي روزانه ::

:: آرشيو ::

نو.شته هاي قبلي [12]

:: اوقات شرعي ::

:: لينک دوستان من::

دل نوشته های بهاری
افرايش صداي گوشي+راه کسب درآمد از اينترنت+عکس بازيگران خانم خارج
شب و تنهايي عشق
عشق من هيچ وقت تنهام نزار
استاد دکتر فارسي نژاد
ساحل افتاده
نسيم
مهديه شناوري

:: لوگوي دوستان من::









::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل: